پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶۰

دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل

چون زلف تاب داده سنانی ز دود دل

چون لاله سرخ روست درین بوستانسرا

آن را که هست سوخته نانی ز دود دل

بر جا نماند آن که بود چون شراره اش

در زیر پای تخت روانی ز دود دل

چون خامه رهنورد تو هرجا که بگذرد

ماند به یادگار نشانی ز دود دل

دارد خط امان ز تریهای روزگار

آن را که هست آینه دانی ز دود دل

از ما حذر که در دهن آتشین ماست

چون لاله داغ دیده زبانی ز دود دل

در تنگنای سینه من جلوه می کند

هر گوشه سبز مور میانی ز دود دل

تیرش ز سنگ خاره چو ابرو گذر کند

در دست هرکه هست کمانی ز دود دل

افتاده تا به روز قیامت سیاه مست

هرکس که تلخ ساخت دهانی ز دود دل

زان تازه و ترم که رسانیده است عشق

در سینه ام بنفشه ستانی ز دود دل

صائب هوای چشمه حیوان نمی کنم

دارم اگر چه سوخته جانی ز دود دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶۲چرخ است حلقه در دولتسرای دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۵روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۷حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۸تا چند کشم درد سر از رهگذر دل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۹از سرکشی و ناز ندارد سر ما گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.