پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶۴

آن کس که درد رابه دوا می کند بدل

راه صواب رابه خطا می کند بدل

دنیا گذشته ای که بهشت است مطلبش

از سادگی هوا به هوا می کند بدل

دل در تنم ز بیم شبیخون غمزه اش

هر شب هزار مرتبه جا می کند بدل

با خواب امن دولت اگر جمع می شود

شب شاه جای خویش چرا می کند بدل

آن سرو جامه زیب که عمرش دراز باد

هر روز صد هزار قبا می کند بدل

از ظلم خویش ظالم اگر در هراس نیست

پیکان به جسم بهر چه جا می کند بدل

گر ره برد جوان به مال شکستگی

قد خدنگ خود به عصا می کند بدل

گر درد پای خویش چنین سخت می کند

بیتابی مرا به رضا می کند بدل

بی دولت آن که سایه دیوار خویش را

با سایبان بال هما می کند بدل

آرام اگر نمی برد از دل طمع چرا

هر روز جای خویش گدا می کند بدل

صائب ز نقش هرکه دل خویش ساده کرد

آیینه را به آب بقا می کند بدل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۷حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۸تا چند کشم درد سر از رهگذر دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۹از سرکشی و ناز ندارد سر ما گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷۰مرو بیرون ز عشرتخانه دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷۱چو خواهی عاقبت شد رزق موران
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۷۲ز خلوت برنمی‌آیی چه حاصل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷۳ای از رخت هر خار را سامان بستان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.