پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶۸

تا چند کشم درد سر از رهگذر دل

کو عشق که فارغ شوم از دردسر دل

بیم است که چون شهپر پروانه بسوزد

نه پرده نیلی ز فروغ گهر دل

آشفته‌دماغان خبر از خویش ندارند

از زلف همان به که نپرسم خبر دل

تا در نظرت سبحه و زنار یکی نیست

دریاب که دارد رگ خامی ثمر دل

گنج گهرست آن که توان پی به سرش برد

هر بیهده‌گردی نبرد پی به سر دل

شد سرمه درین وادی سوزان نفس برق

ای راهرو خام مرو بر اثر دل

صد مرحله از کعبه مقصود فتد دور

هرکس که کند رو به قفا در سفر دل

بی‌رخنه دل راه به جنت نتوان برد

دست من و دامان تو ای رخنه‌گر دل

چندان که نظر کار کند بی‌خبرانند

ای دلشدگان از که بپرسم خبر دل

گورست سرایی که در او نیست چراغی

هرشب ببر از آه چراغی به سر دل

خورشید که روشنگر ذرات وجودست

دریوزه اکسیر کند از نظر دل

صائب گهر دل اگر از پرده برآید

درنه صدف چرخ نگنجد گهر دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۷۰مرو بیرون ز عشرتخانه دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷۱چو خواهی عاقبت شد رزق موران
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷۲ز خلوت برنمی‌آیی چه حاصل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷۳ای از رخت هر خار را سامان بستان در بغل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷۴گلبانگ به از زرست ای گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷۵گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۷۶عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷۷سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.