پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۷۶

عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام

تخم انجم در زمین صبح می سوزد تمام

کام و ناکامی درین گلشن هم آغوش همند

بیشتر از فصلها در فصل گل باشد زُکام

فسق پیش من زطاعات ریایی بهترست

استخوان صد پیرهن باشد به از مغز حرام

تیرگی بیرون نرفت از دل به علم ظاهری

خانه را روشن نمی سازد چراغ پشت بام

ز انتقام حق کند ایمن عدوی خویش را

می کشد هرکوته اندیشی که از خصم انتقام

می توان آسان گسستن دامهای سست را

دل مخور گر کار دنیای تو باشد بی نظام

سالکی کز نور وحدت صیقلی شد دیده اش

می کند چون کعبه هر سنگ نشان را احترام

عالم روشن به چشم خویش می سازد سیاه

چون عقیق از سادگی هرکس کند تحصیل نام

از گرانسنگی پرستاران مودب می شوند

سجده پیش بت برهمن می کند جای سلام

چشم بد را ناتمامیهاست نیل چشم زخم

روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام

از طمع پیش خسان مگشا لب خواهش که نیست

تا لب گور این جراحت را امید التیام

اره با آهن دلی با نخل بارآور نکرد

انچه با عزلت گزینان می کند سین سلام

نفس چون مطلق عنان گردید طغیان می کند

سرکشی بارآورد چون نخل آب بی لجام

می شود کام سخنورتر ز شعر آبدار

سبز سازد تیغ اگراز آب خود صائب نیام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۷۸موبه‌مو دارم به خاطر خط جانان را تمام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷۹روی گرم لاله شد برق کتان توبه ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸۰گرچه از دریا به ظاهر چون گهر بگسسته‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸۱از تحمل راه گفت و گو به دشمن بسته ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸۲گر چنین شویَد غبار زهد از دل باده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸۳فکر حاصل ره ندارد در دل آزاده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸۴چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۸۵روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.