پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸۳

فکر حاصل ره ندارد در دل آزاده ام

تخم خال عیب باشد در زمین ساده ام

قطره بی ظرفم اما چون به جوش آید دلم

می کند تنگی خم گردون به جوش باده ام

گرچه صحرایی است بر مشت غبارم چشم مور

دربغل دارد فلکها را دل بگشانده ام

هیچ کس را دل نمی سوزد به من چون آفتاب

گرچه از بام بلند آسمان افتاده ام

اختیاری نیست سیر موجه بیتاب من

سالها شد از بام بلند آسمان افتاده ام

می زنم در لامکان پر با پریزادان قدس

پشت بردیوار جسم از کاهلی ننهاده ام

گردش چشمی که من زان دشمن دین دیده ام

بادبان کشتی می می کند سجاده ام

از بزرگان دیدن دربان مرا دلسرد ساخت

کرد یک دیدن ز صد نادیدنی آزاده ام

می شود قفل خموشی غنچه منقار او

گر شود آیینه طوطی ضمیر ساده ام

انتظار همرهان صائب عنانگیر من است

ورنه من عمری است تا پرواز را آماده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸۵روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۸۶در نمود نقش‌ها بی‌اختیار افتاده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸۷در ته یک پیرهن از یار دور افتاده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸۸تا به فکر شبرویهای خیال افتاده ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸۹بوالعجب مجموعه‌ها از کف به حسرت داده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹۰از جنون، این عالَمِ بیگانه را گم کرده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹۱ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹۲سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.