پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۲

سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام

شعله شوخم سر از مجمر برون آورده ام

تیغ می مالد زبان بر خاک پیش جراتم

پیچ و تاب از قبضه جوهر برون آورده ام

نیست چون خورشید در طالع مرا آسودگی

ورنه از هر روزنی من سر برون آورده ام

دیگران از بحر اگر گوهر برون آورده اند

من دهان خشک و چشم تربرون آورده ام

با دل بی نقش از مجموعه عالم خوشم

من همین یک فرد ازین دفتر برون آورده ام

غیر سربازی ندارم مدعایی چون حباب

گاه گاهی گر ز دریا سربرون آورده ام

نیست رنگی از عقیق آبدار او مرا

گرچه آب و رنگ از گوهر برون آورده ام

درد و داغ عشق دارد از بهشتم بی نیاز

در دل دوزخ سر از کوثر برون آورده ام

حیرت سرشار دارد از وصالم بی نصیب

در دل دریا چو ماهی پر برون آورده ام

درگشاد دل ز قید زلف و کاکل عاجزم

من که صدره مهره از ششدر برون آورده ام

از حجاب عشق در بیرون در چون حلقه ام

با تو گر از یک گریبان برون آورده ام

این جواب آن غزل صائب که می گوید فرج

قطره ای از دست صد گوهر برون آورده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹۴بی‌تن خاکی چو نام نیکمردان زنده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹۵مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۹۶تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹۷تا نظر از عارض گل‌فام او پوشیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹۸این منم در دست زلف یار را پیچیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹۹اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰۰گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۱آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.