پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۸

این منم در دست زلف یار را پیچیده‌ام

در سخن آن شکرین‌گفتار را پیچیده‌ام

تن به خوی آتشین لاله‌رویان داده‌ام

در حریر شعله این طومار را پیچیده‌ام

سر اگر خواهند از من بی‌تامل می‌دهم

بهر وا کردن من این دستار را پیچیده‌ام

عاجزم در باز کردن‌های آن بند قبا

من که قفل سد در گلزار را پیچیده‌ام

چون نفس صائب نیاید سرمه‌آلود از جگر

کم‌عنان آه آتشبار را پیچیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۰۰گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۰۱آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰۲عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۰۳تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰۴سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰۵می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰۶با کمال محرمی محرم ازان رخساره ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۷داشت از طفلی جنون جا در دل آواره ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.