پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰۰

گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام

کی به این هنگامه از بهر تماشا دیده‌ام

چرخ تر دامن که باشد دعوی عصمت کند

آفتابش را در آغوش مسیحا دیده‌ام

پیش چشم من سواد شهر خون مرده‌ای است

نقش خود چون لاله در دامان صحرا دیده‌ام

تیغ اگر از آسمان بر فرق من باریده است

خار در چشمم اگر هرگز به بالا دیده‌ام

در ته پیراهن هستی نگنجم چون حباب

قطره ناچیز خود را تا به دریا دیده‌ام

در کنار گل چو شبنم خار دارم زیر پا

روی گرمی تا از آن خورشیدسیما دیده‌ام

سنگ خواهد داد مزد سخت‌جانی‌های من

دیدهٔ نرمی که من از کارفرما دیده‌ام

نشئهٔ صهبای عشرت را نمی‌دانم که چیست

خوشه‌ای از دور در دست ثریا دیده‌ام

نیست صائب هیچ کس در خرده‌بینی همچو من

صد سواد اعظم از خال سویدا دیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۰۲عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۰۳تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰۴سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۰۵می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰۶با کمال محرمی محرم ازان رخساره ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰۷داشت از طفلی جنون جا در دل آواره ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰۸نو خطان را بر سر نازآورد نظاره ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۹آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.