پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰۹

آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشه‌ام

بیستون کان زمرد شد زآب تیشه‌ام

غوطه در خون زد سپهر از ناخن اندیشه‌ام

بیستون یک دانه یاقوت شد از تیشه‌ام

داغ جانسوزی بود هر نقطه‌ای از کلک من

دیده شیرست کرم شب‌چراغ بیشه‌ام

از گلابم در فلک‌ها شیشه‌ای خالی نماند

می‌گدازد دل همان در بوته اندیشه‌ام

آن سبکدستم که چون در بیستون رو آورم

چون سپند از جای خیزد پیش پای تیشه‌ام

مطرب و ساقی نمی‌خواهد دل پرشور من

باده منصور برمی‌آرد از خود شیشه‌ام

تا چه گل‌ها سایه‌ام در دامن گردون کند

کوچه باغ خلد شد مغز زمین از ریشه‌ام

شوربختی بین که باصد شکرستان حسن او

هم به خون من کند شیرین دهان تیشه‌ام

چون کشم در گوش صائب حلقه فرمان عقل

من که از زناریان عشق کافرپیشه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱۱چشم سوزن خیره گردد از صفای خرقه ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۱۲شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۱۳بس که باشد شکوه های آتشین در نامه ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱۴بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۱۵از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۱۶مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱۷نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱۸در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.