پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱۴

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

صبر من از خارخار شوق پا بر جا نماند

ریشه از دندان موران داشت دایم دانه‌ام

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

نور را در خواب چشم روزن کاشانه‌ام

تا شنیدم کز ندیمان حریم خواب اوست

از ته دل تا قیامت دشمن افسانه‌ام

من کجا و طالع برگرد سر گشتن کجا

شمع چون گل می‌کند گل می‌کند پروانه‌ام

نیست امید برومندی ازین طالع مرا

هم مگر زنگار روزی سبز سازد دانه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱۶مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۱۷نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۱۸در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱۹ساغر می کی بشوید گرد غم از سینه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲۰نیست از گردون غباری بر دل بی‌کینه‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۲۱صاف چون صبح است با عالم دل بی‌کینه‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۲۲بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲۳کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.