پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱۸

در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام

می ستاند چوب منع از دست دربان خانه ام

در پناه نیستی آزادم از تشویق خلق

همچو داراز بوی خون دارد نگهبان خانه ام

نیست بی شور محبت یک سر مو بر تنم

زین نمک لبریز باشد چون نمکدان خانه ام

چون کمان هر کس به من پیوست می گردد جدا

می کشد شرمندگی از روی مهمان خانه ام

در قدوم میهمان رنگینی من بسته است

چون سر دارست مستغنی زسامان خانه ام

نیست با معموری ظاهر مرا دلبستگی

از نسیمی می شود چون غنچه ویران خانه ام

تهمت خامی همان چون عود می سوزد مرا

گرچه چون مجمر شده است ازآه سوزان خانه ام

نیستم چون خار و خس بازیچه اطفال موج

کشتی نوحم که می خندد به طوفان خانه ام

چون صدف باتلخرویان نیست آمیزش مرا

می گشاید در به روی ابر نیسان خانه ام

می شد از زور جنون چون پسته خندان خانه ام

نقش برآیینه نتواند نفس را تنگ کرد

از هجوم غم نگردد تنگ میدان خانه ام

نیست از دریامرا صائب شکایت چون حباب

از هوای خود شود پیوسته ویران خانه ام

می کشد از رخنه دیوار و در خمیازه ها

در هوای ساغر سرشار طوفان خانه ام

این زبان بی مغز گردیدم، و گرنه پیش ازین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲۰نیست از گردون غباری بر دل بی‌کینه‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲۱صاف چون صبح است با عالم دل بی‌کینه‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۲۲بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۲۳کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲۴شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۲۵گفتگوی عشق را من در میان انداختم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۲۶زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲۷از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.