پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲۵

گفتگوی عشق را من در میان انداختم

طرح جوهر من به شمشیر زبان انداختم

نامی از شور محبت بر زبانها مانده بود

این نمک من در خمیر خاکیان انداختم

داشت بردورهدف جولان خدنگ اهل فکر

این پریشان سیر را من بر نشان انداختم

روی دریای سخن را خاروخس پوشیده داشت

این خس و خاشاک را من برکران انداختم

چرخ کاه کهنه ای می داد پیش از من به باد

دانه من در آسیای آسمان انداختم

من ز لوح خاک شستم ابجد عشق مجاز

شورش عشق حقیقی در جهان انداختم

جلوه یوسف نیفکنده است در بازار مصر

از سخن شوری که در اصفهان انداختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲۷از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲۸از هوای تر بر افروزد چراغ عشرتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۲۹راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۳۰من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۳۱گرچه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳۲گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۳۳شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۳۴تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.