پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲۶

زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم

من به ظلمت ز آب حیوان چون سکندر ساختم

در محیط عشق غواصی نمی آمد ز من

با کف بی مغز ازان دریای گوهر ساختم

بازشد از شش جهت بر روی من هر در که بود

تا ازین درهای بی حاصل به یک در ساختم

همچنان چون عود خامم در محبت گرچه من

سینه را از آه آتشباز مجمر ساختم

من که دریا در نمی آمد به چشم همتم

عاقبت با قطره آبی چو گوهر ساختم

می شمارند اهل درد از بیغمانم گرچه من

داغ خود را خوش نمک از شورمحشر ساختم

می کشم خجلت زبینایان ز کوته دیدگی

تا ترا با آفتاب و مه برابر ساختم

حاصلی جز سنگ طفلان در برومندی نبود

من به برگ از گلشن ایجاد از بر ساختم

آفتاب مغفرت می خواست میدان وسیع

دامن خود را به جای دیده من ترساختم

شوق من از نامه پردازی به دیدارش فزود

چشم خود را حلقه پای کبوتر ساختم

هر سر بی مغز درخورد کلاه فقر نیست

من زناشایستگی با افسر زر ساختم

شیشه خشک است در کامم شراب لعل فام

تا به خون دل دهان خویش راترساختم

چهره زرین ز چشم زخم صائب ایمن است

از زروسیم جهان باروی چون زرساختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲۸از هوای تر بر افروزد چراغ عشرتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲۹راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳۰من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۳۱گرچه در تعمیر جسمم غافل از دل نیستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۳۲گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳۳شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۳۴تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۳۵من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.