پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۳۵

من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم

بندبندم کن که من مرد جدایی نیستم

تلخ دارد خواب شیران جهان را مور من

خاک را ه مردم از بی دست و پایی نیستم

کرده ام من ترک دنیارا نه دنیاترک من

در لباس اهل فقر از بی قبایی نیستم

بیشتر عزلت گزینان در کمین شهرتند

من ز عزلت درمقام خودنمایی نیستم

بسته ام عهد درستی با شکستن در ازل

از فلک امیدوار مومیایی نیستم

گو برآرد وحشت تنهایی از جانم دمار

من حریف راه ورسم آشنایی نیستم

ماه از من قرص بیهوده پنهان می کند

سیر چشمم در پی نان گدایی نیستم

پشت بر دیوار حیرت همچو ساحل داده ام

روز وشب چون موج در زنجیر خایی نیستم

می توانم خاک پای عارف رومی شدن

در سخن هر چند عطار و سنایی نیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۳۷شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۳۸در غریبی گشت صرف نامجویی چون عقیق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳۹یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴۰یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۴۱گرچه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۴۲یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴۳یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۴۴گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.