پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۴

گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم

می شدم بیرون ز خود چندان که پا می داشتم

نرمی ره شد چو محفل تاروپود خواب من

جای گل ای کاش آتش زیر پا می داشتم

کاسه من هم اگر بی مغز می بود از ازل

بهره ای از سایه بال هما می داشتم

دست ازین دار فنا گر می توانستم کشید

کرسی افلاک را در زیر پا می داشتم

قسمت آتش نمی شد خرده من همچو گل

گر درین گلزار بویی از وفا می داشتم

پرده بیگانگی شد پاکدامانی مرا

ورنه من هم راه حرف آشنا می داشتم

بی زبانی حلقه بیرون در دارد مرا

ورنه در گیسوی او چون شانه جا می داشتم

عاقبت زد برزمینم آن که از روی نیاز

سالها بر روی دستش چون دعا می داشتم

گوشه دل گر نمی شد پرده دار گوهرم

من درین دریای پرشورش کجا می داشتم

عشرت روی زمین می بود صائب زان من

جای پایی گر در اقلیم رضا می داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴۶می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴۷گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴۸گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴۹می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۰سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۱کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.