پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۰

سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم

خشک چون سوزن شدم کاین رشته را سر یافتم

می توانم از نگاهی ذره را خورشید کرد

فیض آن صبح بنا گوشی که من دریافتم

زان به گرد خویش چون پرگار می گردم که من

از سویدای دل خود کعبه را دریافتم

سایه ارباب دولت شمع راه ظلمت است

آب حیوان را به اقبال سکندر یافتم

چون غبار خاکساران را نسازم توتیا

من که در گرد یتیمی آب گوهر یافتم

رخنه گفتار بر من زندگی را تلخ داشت

تا شدم خاموش خود را تنگ شکر یافتم

دامن داغ جنون آسان نمی آید به دست

سوختم چون شمع تا از آتش افسر یافتم

باغ جنت را که تنگ است آسمان بر جلوه اش

سر به زیر بال بردم در ته پر یافتم

به که بردارم زلب مهر خموشی شکوه را

من که صائب دست بر دامان دلبر یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۸جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۹حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.