پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۷

داده ام دست ارادت با حنای لای خم

پای رفتن نیست از میخانه ام چون پای خم

بیت معمور خرابات است یارب کم مباد

تا قیامت خشتی از بنیاد پا بر جای خم

همت ساقی دو چندانم شراب لعل داد

گوهر عقلم اگر پامال شد در پای خم

با بزرگان یک طرف افتادن از عقل است دور

محتسب بیجاکمر بسته است در ایذای خم

تنگ ظرفی را چو مینا بر کنار طاق نه

کوه تمکین شو که در میخانه گیری جای خم

سر به گردون در نمی آرم زاستغنای عشق

همت دریاکشان را کی بود پروای خم

می توان از صورت هرکس به معنی راه برد

جوهر می را توان دریافت از سیمای خم

چند صائب همچو ساغر هرزه پروازی کنم

مدتی قصد اقامت می کنم در پای خم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۹حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۶۰غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۶۱ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۶۲رفت آن عهدی که من بی یار ساغر می زدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶۳پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶۴بی گل رخسار او هرگاه در بستان شدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶۵گرچه چون مجنون زشور عشق صحرایی شدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶۶هر که می آید به ملک هستی از کوی عدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.