پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۸

جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم

آخر آمد ناوک اوراست بر بالای زخم

در حریم سینه ام هر جا نفس پا می نهد

کاروان زخم افتاده است بر بالای زخم

خنده بیدردی است در آیین ماتم دوستان

می کشد آخر مرا این خنده بیجای زخم

غیر حرف شکوه مرهم نیارد بر زبان

ناوک او اگر زند انگشت بر لبهای زخم

می شود بر دست من هر داغ گردابی ز خون

آستین هر گه کشم بر چشم خونپالای زخم

گشته ام صائب خلاص از دستبرد بیغمی

تا کشیده تیغ او بر سینه ام طغرای زخم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۶۰غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۶۱ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۶۲رفت آن عهدی که من بی یار ساغر می زدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۶۳پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶۴بی گل رخسار او هرگاه در بستان شدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶۵گرچه چون مجنون زشور عشق صحرایی شدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶۶هر که می آید به ملک هستی از کوی عدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶۷شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.