پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۶۷

شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم

مهره گل گشت از گرد کسادی گوهرم

بس که کشتی را به خشکی بست پیر میفروش

دست خواهش چون سبو شد خشک درزیر سرم

گفتم از می گرد کلفت را فرو شویم زدل

می چو داغ لاله خون مرده شد در ساغرم

عندلیبی را دهن پر زر نکردم در بهار

عاقبت چون گل به کوری خرج آتش شد زرم

گرچه پیری آتش شوق مرا خاموش کرد

می شود روشن چراغ مرده از خاکسترم

غوطه در دریای آتش تا ز یکرنگی زدم

چون سمندر جوشن داود شد بال و پرم

دیده من تا به خورشید جمال او فتاد

می کند رقص روانی در چشم ترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۶۹نیست امروز از جنون این شور و غوغا بر سرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۷۰می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۷۱تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷۲دل به رغبت چون نمالد خط خوبان را به چشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۷۳گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۷۴بیغمان را دود دل ابر بهار آید به چشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۷۵سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۷۶تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.