پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷۳

گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم

روی آتشناک او خوناب می آرد به چشم

بیقرار گل نپردازد به اوراق خزان

مهر و مه را کی دل بیتاب می آرد به چشم

گردش چشم تو گردون را کند زیروزبر

کشتی مار ا کی این گرداب می آرد به چشم

از شکر خند تو می ریزد نمک در چشم خواب

گرچه صبح نوبهاران خواب می آرد به چشم

پیش ابروی تو می بوسد زمین نه آسمان

سجده ما را کی این محراب می آرد به چشم

صرف گردد باده ممزوج در پیمانه ات

بس که رخسارت قدح را آب می آرد به چشم

اشتیاق بوسه لعل لب میگون تو

جام خالی راشراب ناب می آرد به چشم

مگسل از ما ناتوانان کز برای مصلحت

رشته را هم گوهر سیراب می آرد به چشم

دور باش پاکی دامان ان آیینه رو

اشک را لرزانتر از سیماب می آرد به چشم

شعله بیمایه می پیچد به هر خار و خسی

کی پر پروانه را مهتاب می آرد به چشم

بس که خوار وزار شد در روزگار حسن تو

دیدن خورشید تابان آب می آرد به چشم

هر که را صائب دل از ترک علایق گرم شد

کی سمور و قاقم و سنجاب می آرد به چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۷۵سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۷۶تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۷۷تیغ کوه همتم دامن ز صحرا می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷۸شیوه‌های یوسف از اخوان دنیا می‌کشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۷۹پرده از حسن عمل بر دامن تر می کشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۸۰خاک صحرای جنون در چشم گریان می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۸۱با تجرد چون مسیح آزار سوزن می کشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۸۲رخت ازین دنیای پر وحشت به یک سومی کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.