پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷۹

پرده از حسن عمل بر دامن تر می کشم

چون صدف دامان تر در آب گوهر می کشم

مهر گل را بر گلاب انداختن کا رمن است

ناز آن لبهای میگون را ز ساغر می کشم

راهرو را در قفا دیدن دلیل کاملی است

انتظار خویش در دامان محشر می کشم

من که چون خورشید افسر کرده ام از موی خویش

کافرم گر یک سر مو ناز افسر می کشم

عشق را غیرت به کامم زهر قاتل کرده است

تلخی مردن ازین تریاک اکبر می کشم

گر زند پیش عقیق آبدارش موج لاف

پنجه خونین به روی آب کوثر می کشم

جذبه ای دارم که گر مانع نگردد شرم عشق

شعله را بیرون ز آغوش سمندر می کشم

تن پرستی می کنم چندان که جان فربه شود

جان چو فربه گشت، دست از جسم لاغر می کشم

زلف او از بار دل بر خاک افتاده است و من

از تهید ستی دل از دست صنوبر می کشم

صائب از رضوان کسی ترخنده تا کی وا کشد

چشم اشک آلود را بر روی کوثر می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸۱با تجرد چون مسیح آزار سوزن می کشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸۲رخت ازین دنیای پر وحشت به یک سومی کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۸۳از سبک‌روحی ز بوی گل گرانی می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۸۴از دل چون سرمه خود میل آهی می کشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۸۵خار دیوارم که از برگ و نوا بی طالعم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۸۶سیر چشم فقرم از تحصیل دنیا فارغم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۸۷با زبان گندمین از بینوایی فارغم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۸۸خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.