پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸۳

از سبک‌روحی ز بوی گل گرانی می‌کشم

از پری آزار سنگ از شیشه جانی می‌کشم

چون نگردد استخوان در پیکر من توتیا

سال‌ها شد کز گران‌جانان گرانی می‌کشم

از غم دنیا و عقبی یک نفس فارغ نیم

چون ترازو از دو سر دایم گرانی می‌کشم

زندگی بی‌دوستان چون خضر، بار خاطرست

تلخی مرگ از حیات جاودانی می‌کشم

آن سبک‌روحم درین وادی که چون موج سراب

کلفت روی زمین از خوش‌عنانی می‌کشم

دست و پا گم می‌کنم زان نرگس نیلوفری

من که عمری شد بلای آسمانی می‌کشم

خط مرا چون آن لب جان‌بخش می‌بخشد حیات

از سیاهی ناز آب زندگانی می‌کشم

از دهان باز شد گنجینه گوهر صدف

من به دریا تشنگی از بی‌دهانی می‌کشم

می‌گذشتم پیش ازین از ماه کنعان بسته چشم

ناز یوسف این زمان از کاروانی می‌کشم

می‌کشم گر در جوانی آه افسوس از جگر

نیل چشم زخم بر روی جوانی می‌کشم

عجز در کاری که نتوان پیش بردن قدرت است

من ز کار خویش دست از کاردانی می‌کشم

می‌کند ذوق سبک‌باری گرانان را سبک

بر امید مرگ، ناز زندگانی می‌کشم

سخت‌جانی نیست از دل‌بستگی با جان مرا

تیغ او را بر فسان از سخت‌جانی می‌کشم

حسن گندمگون اگر صائب نباشد در نظر

رخت بیرون از بهشت جاودانی می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸۵خار دیوارم که از برگ و نوا بی طالعم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸۶سیر چشم فقرم از تحصیل دنیا فارغم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۸۷با زبان گندمین از بینوایی فارغم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۸۸خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۸۹داغ عالمسوز برگ عیش گردد در دلم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹۰عافیت زان غمزه خونخوار می‌خواهد دلم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹۱با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹۲شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.