پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۹۱

با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم

چون دعا با دست خالی دستگیر عالمم

چون هما هر چند بی منت دهم دولت به خلق

بهر مشتی استخوان منت پذیرعالمم

خود فروشی پیشه من نیست چون بیمایگان

فارغ از رد و قبول و داروگیر عالمم

از سخنهایی که می آید به کار مردمان

تا به دیوان قیامت ناگزیر عالمم

گوش سنگین چمن پیر است مهر لب مرا

ورنه من از بلبلان خوش صفیرعالمم

پرده مردم دریدن نیست لایق، ورنه من

از صفای سینه آگاه از ضمیر عالمم

خواری دایم به است از عزت پا در رکاب

بی نیاز از اعتبار زود سیر عالمم

با جهان آب وگل دلبستگی نبود مرا

می توان چون مو بر آورد از خمیر عالمم

می نهند انگشت برحرفم خطاکاران همان

گرچه از افکار صائب بی نظیر عالمم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۹۳یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۹۴خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۹۵چند روزی از در میخانه سروا می زنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۹۶مشت آبی بر رخ از اشک ندامت می زنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۹۷تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹۸همتی یاران که جوشی از ته دل می زنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹۹چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۰۰رشته امید را تا چند پیوندم به خلق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.