پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰۰

رشته امید را تا چند پیوندم به خلق

تا به کی شیرازه بال و پر عنقا کنم

می ربایندش ز دست یکدگر خوبان چوگل

من دل گم گشته خودرا کجا کنم

با چنین کامی که از تلخی سخن رامی گزد

حیفم آید تف به روی مردم دنیا کنم

هر کسی برق تجلی را نمی داند زبان

چون ابوطالب کلیمی از کجا پیداکنم

می روم بر قله قاف قناعت جا کنم

بیضه امید را زیر پر عنقا کنم

پای خم گیرم ز دست انداز کلفت وارهم

دست بردارم ز سر در گردن مینا کنم

از حضیض پستی فطرت برآرم خویش را

آشیان بر شاخسار اوج استغنا کنم

سرو آهم یک سرو گردن ز طوبی بگذرد

چون خیال قامت آن شعله رعنا کنم

شد بنا گوشم سیه چون لاله از حرف درشت

بخت سبزی کو که جا در دامن صحراکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۰۲جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۰۳جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۰۴من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۰۵چند چون تن پروران تعمیر آب و گل کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۰۶چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۰۷برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۰۸جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۰۹رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.