پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰۴

من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم

چون نسیم خوش نشین هردم زمینی خوش کنم

چون سویدا از جهان با گوشه دل قانعم

نیستم تخمی که هر ساعت زمینی خوش کنم

در دلم چون تیر این پهلو نشینان می خلند

از خدنگ او مگر پهلو نشینی خوش کنم

هر کمان سست نبود در خور بازو مرا

می کشم ناز بتان تا نازنینی خوش کنم

می زند خون عقیق از شوق من جوش نشاط

می شود ازنامداران چون نگینی خوش کنم

نیست چون آب گهر نقل مکان در طالعم

قطره باران نیم هردم زمینی خوش کنم

حسن شهری مغز سودا را نمی آرد به جوش

می رویم تا لیلی صحرا نشینی خوش کنم

آه کز بی حاصلیها نیست در خرمن مرا

آنقدر حاصل که وقت خوشه چینی خوش کنم

زخم تیغ او کجا صائب نصیب من شود

خاطر خود از شکست آستینی خوش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۰۶چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۰۷برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۰۸جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۰۹رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۱۰دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۱۱ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۱۲دعوی گردن فرازی با اسیری چون کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱۳گر کند آن بیوفا از من جدایی، چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.