پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۳

گر کند آن بیوفا از من جدایی، چون کنم

من که از اهل وفایم بیوفایی چون کنم

زلف بندی نیست کز تدبیر بتوان پاره کرد

کند دندان خود از نیر خایی چون کنم

در میان رشته زنار و آن موی کمر

فرق بسیارست، کافر ماجرایی چون کنم

آب شمشیر شهادت دانه را خرمن کند

در نثار خرده جان بدادایی چون کنم

آسمان چون قمریان در حلقه فرمان اوست

از کمند زلف او فکر رهایی چون کنم

بر خدنگ غمزه او شش جهت بال و پرست

خویشتن را جمع ازین تیر هوایی چون کنم

موج چون خار و خس اینجا دست و پا گم کرده است

من درین دریا به این بی دست و پایی چون کنم

با دل روشن نمی بینند مردان پیش پا

من درین ظلمت سرا بی روشنایی چون کنم

سازگاری با گرانجانان نمی آید زمن

نرم بر خود سنگ را چون مومیایی چون کنم

دیده یوسف شناسی نیست در مصر وجود

از برای چشم کوران سرمه سایی چون کنم

دیده خود را درین بستانسرا چون آفتاب

کاسه دریوزه شبنم گدایی چون کنم

بیستون عشق می گویدبه آواز بلند

رتبه کار مرا من خودستایی چون کنم

من که مردم را توان چون عصا شد تکیه گاه

صائب از آتش زبانی اژدهایی چون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱۵در سماع بی‌خودی چون دست بالا می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱۶رشته جسم گران‌جان را ز سر وامی‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۱۷از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۱۸در ریاضِ آفرینش صد دل بی‌برگ را
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۱۹پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۰خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۱گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۲۲چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.