پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۱

گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم

ترک سر زین رهگذر بر خویش آسان می‌کنم

سایلان از شرم احسان آب می‌گردند و من

می‌شوم آب از حیا با هرکه احسان می‌کنم

تا چو عیسی دست خود از چرکِ دنیا شُسته‌ام

دست در یک کاسه با خورشید تابان می‌کنم

تنگ ظرفی دستگاه عیش را سازد وسیع

هست تا یک قطره می در شیشه طوفان می‌کنم

گرچه خون در پیکرم ز افسردگی پژمرده است

پنجه در سرپنجهٔ دریا چو مرجان می‌کنم

هرکه از سنگین دلی خون می‌کند در کاسه‌ام

از دل خونگرم من لعل بدخشان می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۲۳قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲۴پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲۵می شود پرشور هروادی که مجنونش منم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۲۶چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲۷سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۸هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۹تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۳۰ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.