پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۶

چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم

سرمه ای کو تا به عیب خویشتن بینا شوم

غیرتی کو تا ز خود آتش بر آرم چون چنار

تا به چند از بی بری بارچمن پیراشوم

چون کمان از خانه آرایی ندیدم حاصلی

وحشتی کو تا جدا از خود به منزلها شوم

از گرانجانان چو کوه قاف ایمن نیستم

گرنهان از دیده ها در خلوت عنقا شوم

همچو پیکان باشد از آتش کلید قفل من

غنچه گل نیستم کز هر نسیمی واشوم

دستگیری کن مرا ساقی به یک رطل گران

تا سبکبار از غم دنیا و مافیها شوم

ناتمامان چون مه نو یاد من خواهند کرد

از نظر روزی که چون خورشید ناپیدا شوم

سنگ طفلان است دامنگیر مجنون مرا

ورنه من هم می توانم سیل این صحراشوم

لنگری کو تا چو گوهر جمع سازم خویش را

چون حباب و موج تاکی خرج این دریا شوم

فکر شنبه تلخ دارد جمعه را بر کودکان

من چسان غافل به پیری از غم فردا شوم

می شمارد چرخ بی انصاف صبح کاذبم

گرزنور صدق روشن چون ید بیضا شوم

در گلستان که شبنم مهر از لب برنداشت

چون زر گل چند خرج خنده بیجاشوم

همچنان از خلق طعن خودنمایی می کشم

با زمین هموار اگر صائب چو نقش پا شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۲۸هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲۹تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳۰ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۳۱معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۳۲خاکمال دشمن سرکش به تمکین می دهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۳۳از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۳۴ما ز حرف پوچ مانند صدف لب بسته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۳۵ما ز فیض بیخودی از خودپرستی رسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.