پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۳۳

از حجاب عشق محروم از گل روی توییم

ورنه ما صد پیرهن محرم‌تر از بوی توییم 

گر به ظاهر چون نگاه از چشم دور افتاده‌ایم

هرکجا باشیم در محراب ابروی توییم

گرچه در چون غنچه بر روی دو عالم بسته‌ایم

چشم بر راه نسیم آشناروی توییم

ما ز چشم پاک چون آیینه بر بزم حضور

بر سر دست تو و بر روی زانوی توییم

نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی

دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توییم

سنگ را هرچند با گوهر نمی‌سنجد کسی

قدر ما این بس که گاهی در ترازوی توییم

کیست تا چون سایه ما را جز تو برگیرد ز خاک

بر زمین افتاده بالای دلجوی توییم

سرکشان عشق را در کاسهٔ سر خاک کن

ورنه ما پیوسته زیر تیغ ابروی توییم

ما که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتیم

این زمان از غنچه خسبان سر کوی توییم

ما که صائب ره به حرف آشنایان بسته‌ایم

گوش بر آواز حرف آشنا روی توییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۳۵ما ز فیض بیخودی از خودپرستی رسته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۳۶ما رگ جان را به آن زلف پریشان بسته ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳۷ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۳۸در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۳۹ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۴۰ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۴۱ما وفاداری به اسباب جهان نسپرده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۴۲زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.