پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۳۷

ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایم

از زیان و سود این بازار فارغ گشته ایم

کرده ایم از راحت دنیا به خواب امن صلح

از تلاش دولت بیدار فارغ گشته ایم

از بلند و پست عالم نیست ما را شکوه ای

ما ازین سوهان ناهموار فارغ گشته ایم

خرقه تزویر را از دوش خود افکنده ایم

از حجاب پرده پندار فارغ گشته ایم

بر حواس خویش راه آرزوها بسته ایم

از علاج یک جهان بیمار فارغ گشته ایم

هیچ افسونی ندارد مار دنیا به ز ترک

ما به این افسون ز زخم مار فارغ گشته ایم

نیست ما را کار با رد و قبول کفر و دین

هم ز اقرار و هم از انکار فارغ گشته ایم

از دو عالم فکر حق ما را برون آورده است

ما ز قید این و آن یکبار فارغ گشته ایم

سایه بال هما و جغد پیش ما یکی است

ما که از اقبال و از ادبار فارغ گشته ایم

در غم دستار بی مغزان اگر پیچیده اند

ما به سر پیچیدن از دستار فارغ گشته ایم

کرده ایم از خود حسابی نقد بر خود حشر را

از حساب درهم و دینار فارغ گشته ایم

چون گل رعنا خزان و نوبهار ما یکی است

ز انقلاب عالم غدار فارغ گشته ایم

برنمی آریم صائب سر ز زیر بال خویش

از ورق گردانی گلزار فارغ گشته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۳۹ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۴۰ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۴۱ما وفاداری به اسباب جهان نسپرده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴۲زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۴۳ما به اکسیر قناعت خاک را زر کرده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۴۴رانده درگاه حق را داغ محرومی سزاست
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۴۵ما به روی تلخ صلح از اهل عالم کرده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۴۶عشق را در تنگنای سینه پنهان کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.