پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴۶

عشق را در تنگنای سینه پنهان کرده‌ایم

شور محشر را حصاری در نمکدان کرده‌ایم

در صفای سینه ما طوطیان را حرف نیست

از تری‌های فلک آیینه پنهان کرده‌ایم

سنگ طفلان را دهد گرد یتیمی خاکمال

از سواد شهر تا رو در بیابان کرده‌ایم

نیست طول عمر را کیفیت عرض حیات

ما به آب تلخ صلح از آب حیوان کرده‌ایم

تا عزیزان جهان ما را فرامش کرده‌اند

سجده‌های شکر پیش طاق نسیان کرده‌ایم

مطلب ما ترک سر بر خویش آسان کردن است

گر لبی چون پسته زیر پوست خندان کرده‌ایم

کشت ما را خوشه‌ای گر هست آه حسرت است

در زمین شور تخم خود پریشان کرده‌ایم

در شبستان عدم صبح امید ما بس است

آنچه از انفاس صرف آه و افغان کرده‌ایم

چون به صید جغد چون دون همتان قانع شویم؟

ما که خود را بر امید گنج ویران کرده‌ایم

چون سمندر صائب از اقبال عشق بی‌زوال

آتش سوزنده را بر خود گلستان کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۴۸ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۴۹چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵۰چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۵۱ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵۲ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵۳ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۵۴لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵۵گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.