پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵۵

گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

همچنان از حس سعی باغبان شرمنده ایم

هر سر خاری به خون ما گواهی می دهد

گرچه چون گل پیش هر خاری سپر افکنده ایم

جای نیش تازه ای وا کرده ایم از شوق درد

در بیابان طلب خاری گر از پا کنده ایم

زین بیابان گرمتر از ما کسی نگذشته است

ما ز نقش پا چراغ مردم آینده ایم

یوسف مصر وجودیم از عزیزیها، ولیک

هرکه با ما خواجگی از سر گذارد بنده ایم

نیست ما را جز خموشی لذتی از زندگی

ما به جان بی نفس مانند ماهی زنده ایم

آتش دوزخ شود بر ما گلستان خلیل

بس که ما اعمال ناشایست خود شرمنده ایم

چون گل صد برگ صائب در میان خارزار

زیر شمشیر حوادث با لب پرخنده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۵۷روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۵۸ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵۹ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۶۰ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۶۱ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶۲در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۶۳ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۶۴ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.