پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵۸

ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم

بار اول ما بر این آتش کباب افکنده‌ایم

نیست چون شبنم و بال دامن گل خون ما

ما سر خود در کنار آفتاب افکنده‌ایم

خار این صحرا به آب زندگی خود را رساند

ما همان چون موج لنگر در سراب افکنده‌ایم

جلوه در پیراهن دریای وحدت می‌کنیم

پرده از روی نفس تا چون حباب افکنده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۶۰ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۶۱ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۶۲در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۶۳ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۶۴ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶۵از شکست آرزو قند مکرر می خوریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۶۶ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۶۷ما به دشنام از لب شیرین دلبر قانعیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.