پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۶۶

ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم

دلو خود خالی برون از چاه کنعان می کشیم

منعمان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند

ما به جای سفره خجلت پیش مهمان می کشیم

از فشار قبر هرگز قسمت کفار نیست

آنچه ما از تنگی صحرای امکان می کشیم

دامن خاک است از خون عزیزان لاله زار

از رعونت ما همان بر خاک دامان می کشیم

فکر رنگین است باغ دلگشای اهل فکر

چون غمی رو می دهد سر در گریبان می کشیم

در هوای کام دنیا نیست آه سرد ما

بر سواد آفرینش خط بطلان می کشیم

بر شکار لاغر از سرپنجه شیران نرفت

آنچه از دست نوازش ما ضعیفان می کشیم

دیگران صائب به تلخی باده می نوشند و ما

جام پر خون را به سر با روی خندان می کشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۶۸ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۶۹ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۷۰گرد باد دامن صحرای بی سامانیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۷۱چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۷۲در وصالیم و ز هجران دست بر سر می‌زنیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۷۳مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷۴عشق کو تا همچو گل با خون خود بازی کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۷۵ما کجا دست آشنا با مهره گل می‌کنیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.