پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷۴

عشق کو تا همچو گل با خون خود بازی کنیم

جمله تن ناخن شویم و سینه پردازی کنیم

نیست جای طعن اگر از خلق روگردان شدیم

تا به کی در زنگبار آیینه پردازی کنیم

تخته تعلیم ما کردند لوح خاک را

حیف باشد عمر خود را صرف در بازی کنیم

شیوه ما نیست با ناسازگاران ساختن

خاک در چشم فلک هنگام ناسازی کنیم

صد نوای شکرین داریم چون نی در گره

نغمه پردازی نمی یابیم دمسازی کنیم

دوزخ ارباب غیرت جبهه نگشاده است

ما به روی گرم چون پروانه جانبازی کنیم

دوری راه طلب از فکر زاد و راحله است

کعبه نزدیک است اگر ما توشه پردازی کنیم

منزل مقصود ما در پیش پا افتاده است

چون شرر تا چند صائب هرزه پروازی کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۷۶ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۷۷دست اگر کوتاه باشد آرزویی می کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۷۸دل درون سینه و ما رو به صحرا می رویم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۷۹گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸۰گر چنین از کف عنان توسن دل می دهیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸۱حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸۲ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸۳نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.