پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۸۰

گر چنین از کف عنان توسن دل می دهیم

رفته رفته پشت بردیوار منزل می دهیم

خلوت در انجمن را اعتبار دیگرست

ما ز خلوت دوستیها تن به محفل می دهیم

امتحان قوت بازوی دریا می کنیم

ما عنان چون موج اگر گاهی به ساحل می دهیم

خاک ما افتادگان را دست دامنگیر نیست

جان به آواز جرس در پای محمل می دهیم

آه اگر افتد به روی کعبه دل چشم ما

ما که دل از کف زطوف کعبه گل می دهیم

باسبکروحان گرانجانی نمودن مشکل است

پیش باد صبح جان چون شمع محفل می دهیم

زخم خاری صید ما را می کشد در خاک و خون

بی سبب تصدیع دست و تیغ قاتل می دهیم

بحر اگر چون پنجه مرجان بود در دست ها

چون جواب تلخ بی منت به سایل می دهیم

صائب از قحط هم آوازست در دشت جنون

گوش اگر گاهی به فریاد سلاسل می دهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۸۲ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸۳نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸۴ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۸۵در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸۶ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸۷نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸۸به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸۹به پای خفته دایم حرف از شبگیر می گفتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.