پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۸۱

حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم

زبان مار شد از مستی غفلت رگ خوابم

به گرد من رسیدن کار هر سبک جولان

که از دریا غبارآلود بیرون رفت سیلابم

چنان ناسازگاری ریشه دارد در وجود من

که از شیرازه مژگان پریشان می شود خوابم

همان چشم چراغ از تنگدستان جهان دارم

اگر چه طاق در حاجت روایی همچو محرابم

به زور جذبه من زور دریا برنمی آید

به ساحل می کشانم گر نهنگ افتد به قلابم

مباش ای ساده لوح از ظاهر هموار من ایمن

که دارد برقها پوشیده زیر ابر سنجابم

نگردید از سفیدیهای مو آیینه ام روشن

زهی غفلت که در صبح قیامت می برد خوابم

پس از عمری که از نیسان گرفتم قطره آبی

گره شد چون گهر از تشنه چشمان در گلو آبم

به نسبت گر شود سررشته پیوندها محکم

مرا این بس که با موی میان یار همتابم

مکن ای شمع با من سرکشی کز پاکدامانی

به یک خمیازه خشک از تو قانع همچو محرابم

خموشی بر نیاید با دل پرشور من صائب

نه آن بحرم که مهر لب تواند گشت گردابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۸۳نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸۴ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸۵در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۸۶ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸۷نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸۸به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸۹به پای خفته دایم حرف از شبگیر می گفتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۹۰زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.