پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷۹

گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم

پیشتر از برق رفتاران به منزل می رویم

وصل دادیم شوق را افسرده سازد زان چو موج

گاه گاهی از دل دریا به ساحل می رویم

گر به ظاهر نیست دست ما به زیر بار خلق

ما به زیر بار مردم از ته دل می رویم

دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند

ما ز یاد همنشینان در مقابل می رویم

گرچه می دانیم گوهر نیست در بحر سراب

همچنان ما از پی دنیای باطل می رویم

گرچه از دل می رود از دیده غایب هر چه شد

ما ز دل چون مصرع برجسته مشکل می رویم

سنگ راه ما نگردد پله افتادگی

با زمین گیری چو نقش پا به منزل می رویم

از در دل می توان شد از دو عالم بی نیاز

ما به هر در صائب از غفلت چو سایل می رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۸۱حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸۲ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸۳نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۸۴ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸۵در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸۶ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸۷نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸۸به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.