پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷۷

دست اگر کوتاه باشد آرزویی می کنیم

زلف مشکین ترا از دور بویی می کنیم

طاعت ما نیست غیراز شستن دست از جهان

گر نماز از ما نمی آید وضویی می کنیم

نیست غمخواری که بخشد خانه ما را صفا

سینه را از آه گاهی رفت و رویی می کنیم

تا رسد وقتی که باید بر زمین انداختن

خرقه تن را به آب و نان رفویی می کنیم

گرچه می دانیم گل مست شراب غفلت است

همچو بلبل در گلستان هایهویی می کنیم

نیست بویی از وفا هر چند این گلزار را

گر گل کاغذ به دست افتاد بویی می کنیم

چون حباب شوخ چشم ما به صاف باده نیست

صلح ازین میخانه با درد سبویی می کنیم

قطره چون در موج بهر آویخت دریا می شود

جان زار خویش را پیوند مویی می کنیم

مور ما را نیست پروای شکوه سلطنت

گر دهد رو با سلیمان گفتگویی می کنیم

بیش ازین از زاهدان امساک می انصاف نیست

این غبار آلودگان را شستشویی می کنیم

در جهان بیوفا اندیشه منزل خطاست

می رود سیلاب تا ما فکر جویی می کنیم

گرچه نتوان یافتن آن گوهر نایاب را

تا نفس باقی است صائب جستجویی می کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۷۹گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸۰گر چنین از کف عنان توسن دل می دهیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸۱حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۸۲ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸۳نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸۴ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۸۵در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸۶ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.