پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴۹

چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم

خانه خود از شراب لعل رنگین کرده ایم

در خطر گاهی که دامن بر کمر بسته است کوه

بستر و بالین خود ما خواب سنگین کرده ایم

تکیه بر سنگین دلی پیش فغان ما مکن

ما به فریادی سبک صد کوه تمکین کرده ایم

از مروت نیست کردن حق ما را پایمال

ما به خون دست ترا اول نگارین کرده ایم

محضر آماده ای خواهد به خون ما شدن

این پرو بالی که چون طاوس رنگین کرده ایم

بیدلان از مرگ می ترسند و ما چون کبک مست

خنده خود را دلیل راه شاهین کرده ایم

چشم آسایش ز منزل داشتن فکری است پوچ

ما ز غفلت خواب خود در خانه زین کرده ایم

بیغمان گر طره دستار زرین کرده اند

ما ز درد عشق روی خویش زرین کرده ایم

نغمه پردازان گلشن را به شور آورده ایم

مصرعی چون شاخ گل هرگاه رنگین کرده ایم

چون کنیم استادگی در دادن سر همچو گل؟

ما که خواب امن در دامان گلچین کرده ایم

نیست صائب ناله ما را اثر در بیغمان

ورنه خون مرده را احیا به تلقین کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۵۱ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۵۲ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵۳ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۵۴لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵۵گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵۶عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۵۷روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵۸ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.