پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵۰

چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم

شوخ چشمی بین که در پیری جوانی کرده ایم

کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ما

روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم

صد قدم پیش است از ما خاک ره در اعتبار

گرچه در راه تو عمری جانفشانی کرده ایم

سایه ما بر دل یاران گرانی می کند

تا کجا بر خاطر موری گرانی کرده ایم؟

چون نباشد اول بیداری ما خواب مرگ؟

ما که خواب خویش را در زندگانی کرده ایم

نامرادیهای ما صائب به عالم روشن است

بر مراد خلق دایم زندگانی کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۵۲ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۵۳ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵۴لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۵۵گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵۶عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵۷روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۵۸ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵۹ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.