پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴۸

ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم

دست ازین نه خرقه در گهواره بیرون کرده ایم

چون خمار خود به آب زندگانی بشکنیم؟

ما که می در جام ازان لبهای میگون کرده ایم

چون به پای کاروان عقل بسپاریم راه؟

ما که با فرهاد و مجنون سیر هامون کرده ایم

ساعت بد نیست در تقویم ما روشندلان

صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده ایم

از جنون مایه دار ماست شور نوبهار

از زکات عشق خود، تعمیر مجنون کرده ایم

عمر اگر باشد تماشای اثر خواهید کرد

نعره مستانه ای در کار گردون کرده ایم!

گرچه در پرده است صائب عشق شرم آلود ما

ای بسا لیلی نگاهان را که مجنون کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۵۰چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۵۱ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵۲ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۵۳ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵۴لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵۵گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۵۶عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۵۷روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.