پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۰

خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم

قطره‌ای تا در بساطم هست طوفان می‌کنم

آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دور

در سواد شهر جولان در بیابان می‌کنم

گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده است

صد دهان زخم را چون تیغ خندان می‌کنم

از جهان آب و گل تا دست شُستم چون مسیح

دست در یک کاسه با خورشید تابان می‌کنم

تیر باران حوادث تر نمی‌سازد مرا

خواب راحت همچو شیران در نیستان می‌کنم

دیدهٔ من تا سفید از گریه چون دستار شد

خواب در یک پیرهن با ماه کنعان می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۲۲چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲۳قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲۴پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۲۵می شود پرشور هروادی که مجنونش منم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲۶چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۷سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۸هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۲۹تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.