پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۶

رشته جسم گران‌جان را ز سر وامی‌کنم

سر برون چون سوزن از جیب مسیحا می‌کنم

چون می نارس امید پختگی‌ها مانع است

در شکست خم دو روزی گر مدارا می‌کنم

آه آتشبار من در حسرت اسباب نیست

سینه را پاک از خس و خار تمنا می‌کنم

یک صدف بی‌گوهر عبرت ندارد روزگار

نیست از غفلت چو طفلان گر تماشا می‌کنم

چشم احسان دارم از بی‌حاصلان روزگار

زیر سرو و بید دامان از طمع وامی‌کنم

از گریبان صدف بهر چه آرم سر برون

من کز آب گوهر خود سیر دریا می‌کنم

دیگران گر باده از مینا به ساغر می‌کنند

من ز کم‌ظرفی می از ساغر به مینا می‌کنم

بی‌محابا می‌زنم بر قلب آتش چون سپند

مصرع برجسته‌ای هرگاه انشا می‌کنم

حاش لله خانه گل را کنم نقش و نگار

من که دل را ساده از خال سویدا می‌کنم

آنچنان با فقر خرسندم که گر بال هما

بر سر من سایه اندازد ز سر وامی‌کنم

دشمن آیینه صافند معیوبان و من

از برای عیب خود آیینه پیدا می‌کنم

نیست از عزلت مرا مطلب اگر شهرت چرا

قاف را سنگ نشان صائب چو عنقا می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱۸در ریاضِ آفرینش صد دل بی‌برگ را
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱۹پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲۰خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۲۱گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲۲چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۳قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۴پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۲۵می شود پرشور هروادی که مجنونش منم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.