پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۷

از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم

با کلید موم قفل آهنین وامی کنم

بر گشاد عقده دل نیست دستم ورنه من

غنچه پیکان به باد آستین وامی کنم

هر قدر پهلو تهی سازد زمن از سادگی

جای خود از نامداری درنگین وامی کنم

می چکد صد لاله خون بر خاک از هر ناخنم

یک گره تازان دو زلف عنبرین وامی کنم

جای خود را در دل سخت فلک از راستی

با دم گیرا چو صبح راستین وامی کنم

گرچه از بی حاصلی تخم امیدم سوخته است

پیش خرمن من دامنی چون خوشه چین وامی کنم

نام خود سازند مردان محو ومن از سادگی

در تلاش نام میدان چون نگین وامی کنم

چاردیوار صدف شایسته اقبال نیست

در غریبی چشم چون در ثمین وامی کنم

خاکساری پرده چشم حسودان می شود

بال و پر چون ریشه در زیر زمین وامی کنم

می کنم شکر گل بی خار از فهمیدگی

گر به روی خار چشم پاک بین وامی کنم

در دل هرکس که از غم هست صائب عقده ای

از نسیم گفتگوی دلنشین وامی کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱۹پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲۰خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲۱گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۲۲چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲۳قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۴پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۵می شود پرشور هروادی که مجنونش منم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۲۶چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.