پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۴

جسم خاکی را زغفلت چند معماری کنم

چند اوقات گرامی صرف گلکاری کنم

قامت خم گشته را نتوان به حکمت راست کرد

چند این دیوار مایل را نگهداری کنم

شد زپیری ناتوان هر عضوی از اعضای من

یک جهان بیمار را من چون پرستاری کنم

ساده لوحی بین که می خواهم به دست رعشه دار

توسن عمر سبکرو را عنانداری کنم

آفتاب تیغ زن اینجا سپر انداخته است

من درین میدان چه اظهار جگر داری کنم

در دبستان جهان تا چند با موی سفید

صرف مد عمر خود را در سیه کاری کنم

از درو دیوار این غمخانه می بارد ملال

من که را بااین غم بسیار غمخواری کنم

هست در خرمن مرامور و ملخ از دانه بیش

خوشه چینان را به احسان چون هواداری کنم

چون ز غفلت صرف مستی شد مرا سر جوش عمر

به که این ته جرعه را در کار هشیاری کنم

من که نیش پشه ای در خاک و خونم می کشد

چون دم تیغ حوادث را سپر داری کنم

چون ز طوف کعبه مقصود گردم کامیاب

من که در هر گام منزل از گرانباری کنم

من که می دانم عزیزی می دهد خواری ثمر

چون مه کنعان چرا اندیشه از خواری کنم

من که نتوانم گلیم خود بر آوردن ز آب

دیگران را باکدامین دست و دل یاری کنم

می کند سیل حوادث کوه را صائب ز جا

من که از خار و خسم کمتر، چه خودداری کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱۶رشته جسم گران‌جان را ز سر وامی‌کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱۷از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۱۸در ریاضِ آفرینش صد دل بی‌برگ را
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۱۹پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۲۰خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲۱گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۲۲چشم می‌پوشم نظر بر روی جانان می‌کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۲۳قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.