پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۰

دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم

با دل مجروح با مشکین سنانش چون کنم

می چکد خون از گل رخسارش از تاب نگاه

بوسه بر رخساره چون ارغوانش چون کنم

تیر آن ابرو کمان از جوشن الماس جست

سینه خود را هدف پیش کمانش چون کنم

چشم او چشم مرا در سرمه خوابانیده است

همزبانی با نگاه نکته دانش چون کنم

حرف نتواند بر آورد از دهانش سر برون

من درین فکرم زبان را در دهانش چون کنم

آب شد بال سمندر از فروغ عارضش

پرده های دیده را آیینه دانش چون کنم

ماه نورا هاله در آغوش نتواند گرفت

حیرتی دارم که با موی میانش چون کنم

تا نگیرم تنگ آن موی میان را در بغل

پیچ و تاب خویشتن خاطرنشانش چون کنم

چشم دل دارد زمن هر حلقه ای از زلف او

من به این یک دل به زلف دلستانش چون کنم

خون ز فریادم چکید و در به رویم وانکرد

با دل سنگین گوش باغبانش چون کنم

صائب آتش نفس گر شعله در عالم زند

با زبان خامه آتش فشانش چون کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱۲دعوی گردن فرازی با اسیری چون کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱۳گر کند آن بیوفا از من جدایی، چون کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۱۴جسم خاکی را زغفلت چند معماری کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۱۵در سماع بی‌خودی چون دست بالا می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۱۶رشته جسم گران‌جان را ز سر وامی‌کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۱۷از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۱۸در ریاضِ آفرینش صد دل بی‌برگ را
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱۹پرتو مه را قیاس از نور انجم می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.