پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۰۲

جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم

ساغری چون دولت بیدار در کارش کنم

قلب من شایسته سودای ماه مصر نیست

خرده جان را مگر صرف خریدارش کنم

چون توانم دامن افشاند از گل بی خار او

من که نتوانم ز پای خود برون خارش کنم

ره به آن موی میان بردن نمی آید ز من

رشته جان را مگر پیوند زنارش کنم

حسن بی پروا نمی گردد به عاشق مهربان

هرنفس از ناله گرمی چه آزارش کنم

باردوش هرکه گردم چون سبوی پرشراب

در تلافی از غم عالم سبکبارش کنم

رحم اگر مانع نمی گردید از جرات مرا

می توانستم به درد خود گرفتارش کنم

مورم اما گرسلیمان را گذار افتد به من

صائب از راه نصیحت حرف در کارش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۰۴من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۰۵چند چون تن پروران تعمیر آب و گل کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۰۶چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۰۷برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۰۸جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۰۹رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۱۰دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱۱ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.