پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸۶

سیر چشم فقرم از تحصیل دنیا فارغم

ابر سیرابم ز روی تلخ دریا فارغم

پیش پا دیدن نمی آید زمن چون گردباد

از خس و خاشاک اسن دامان صحرا فارغم

بی نیاز از خواب وخورکرده است حیرانی مرا

بیخودی کرده است از اندیشه جافارغم

ذکر او دارد زیاد دیگران غافل مرا

فکر او کرده است از سیر و تماشا فارغم

بیکسی روی مرا از مردمان گردانده است

درد بی درمان او دارد ز عیسی فارغم

چشم یکرنگی ندارم از دورنگان جهان

از ورق گرداندن گلهای رعنا فارغم

با وجود صد هنر بر عیب خود دارم نظر

بال طاوسی نمی گرداند از پا فارغم

برده شیرین کاری از دستم عنان اختیار

همچو فرهاد از شتاب کارفرما فارغم

بر نگردانم ورق چون دیده قربانیان

حیرت سرشار دارد از تماشافارغم

می برد بیطاقتی از بزم او بیرون مرا

چون سپند از دورباش مجلس آرا فارغم

مغز تا باشد به فکر پوست افتادن خطاست

صائب از اندیشه عقبی ز دنیا فارغم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸۸خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸۹داغ عالمسوز برگ عیش گردد در دلم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۹۰عافیت زان غمزه خونخوار می‌خواهد دلم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۹۱با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۹۲شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹۳یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹۴خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹۵چند روزی از در میخانه سروا می زنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.