پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸۸

خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم

آبروی گل نمی گردد ز قرب خارکم

شمع را از پرده شب گشت رعنایی فزون

نخوت جانان نشد از خط عنبربارکم

منقطع گردید آب خوشدلی از جویبار

هرکجا دیوانه شد در کوچه و بازار کم

عالم روشن به چشم من سیاه از توبه شد

ظلمت دل می شود هرچند ز استغنارکم

از علایق بیشتر کلفت گرانباران کشند

زحمت خارست بر پای سبکرفتار کم

ظلمت است از زندگانی قسمت پای چراغ

زیر پای خویش بیند دولت بیدار کم

می شود از تنگدستی نفس کجرو مستقیم

در ره باریک گردد پیچ وتاب مارکم

نیست از زخم زبان روشن ضمیران را گریز

خار و خس کم گردد از دامان دریابارکم

ظاهر آرایی است کز تعمیر باطن غافل است

رتبه گفتار هرکس باشد از کردارکم

از صلاح ظاهری بسیار کس گمره شدند

نیست در قطع ره دین سبحه از زنار کم

سایه دست نوازش بر سر آزادگان

درگرانی نیست از شمشیر لنگردارکم

حسن او در روزگار خط به حال خویش ماند

از خزان برگی نشد صائب ازین گلزار کم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۹۰عافیت زان غمزه خونخوار می‌خواهد دلم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۹۱با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۹۲شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۹۳یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۹۴خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹۵چند روزی از در میخانه سروا می زنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹۶مشت آبی بر رخ از اشک ندامت می زنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹۷تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.